معمار آرزوها ; زمان معمار است

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود, به ماهی می گفت: سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی!


 
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

اصل داشتن شکلی از گنبد

به استناد قول بیش‏تر هنرنگاران که در سنت‏های مختلف مذهبی و دینی تحقیق کرده‏اند و نیز به اتکاء مشاهدات، کمتر معبد یا حرمی را می‏توان سراغ کرد که در ساخت آن، شکلی از گنبد به‏کار نرفته باشد. آن‏گونه که پیش‏تر گفتیم هنرِ ساخت معابد که اولی‏ترین هنر مقدس به‏شمار می‏آید، تکیه بر آیین‏های رمزی مختلفی دارد که در سنت‏های مختلف متفاوت‏اند و نیز آن‏گونه که برشمردیم در ساخت معابد مشترکاتی وجود دارد که گاه هم‏چون شکل تزیینات و شمایل‏نگاری‏ها تفاوت‏های اندکی نیز دارند؛

اما اصل داشتن شکلی از گنبد تقریبا در چهار آیینِ برشمرده و حتی آیین‏های پراکنده دیگر، بر رمزهای مقدس، تقریبا بر یکسانی مبتنی است. معبد در واقع براساس آن‏چه پیش‏تر ذکر آن رفت به نوعی مرکز روحانی جهان (عالم) به‏شمار می‏رود و این مرکز روحانی عالم، به‏طور قاعده باید تفاوتی به لحاظ ارتباط با ساحت‏های دیگرِ «وجود» (ماوراء طبیعت) داشته باشد. اگر معبد (کلیسا، معبد، مسجد) و هر مکان عبادت دیگری را به‏درستی و با پیش‏زمینه‏های بایسته نظری در پیش چشم آوریم، اصل ساختمانِ بنا، مرکزیت عالمی است روحانی، و گنبد، قبّه‏ای یا برآمدگی است که به‏طور عموم به شکل‏های نیم‏دایره (دایره غیر کامل) و مخروط بر مرکزِ این مرکز ساخته می‏شود. در واقع گنبد در تمام شکل‏های آن و در سنت‏های مختلف به‏عنوان محور عمودی (ارتباط) عالم به‏شمار می‏آید که در مرکز معبد قرار می‏گیرد (توجه داشته باشیم که هرجا گنبد قرار می‏گیرد مرکز است و نه این‏که به‏طور ضروری گنبد در مرکز فیزیکی بنا قرارگیرد؛ گو این‏که در بسیاری موارد به‏خصوص معماری غرب جهان اسلام، معابد هندو و کلیساها سعی بر رعایت این قاعده بوده است).


گنبد خود شاید محور عمودی اتصال و پلکان تعالیِ روح و روان آدمی به‏سوی فرا طبیعت باشد؛ اما رمز مقدسی که در ساخت آن به‏کار می‏رود مشیر به حکایتی لطیف‏تر است. اگر بنای معبد به‏عنوان حرم مقدس الهی و جایگاه حضور رمزآمیز خداوند در زمین تلقی شود و مکان بی‏واسطه حضور او و گفتگو با بندگان و متعبدان، محور عالم در مرکز آن قرار می‏گیرد. این محور که از اصل مرکز حرم تا رأس گنبد کشیده می‏شود، در اصل بنا، حضوری دایمی دارد و در حقیقت به عنوان وصل‏کننده دایم خاک با ملکوت و معبد با معبود تلقی می‏شود؛ چراکه محور عالم بر اساس قاعده گنبد از رأس آن بیرون می‏زند و با آسمان می‏پیوندد.

قابل گفتن است که ساختن شکلی از گنبد، کنایتی از آسمان نیز می‏تواند باشد و فضایی کنایه‏وار از جایی که روح‏الارواح در آن ساکن است. این معنی در مورد معابد آیین‏های هندو و بودایی بیش‏تر به واقع نزدیک است، چرا که در این آیین‏ها (و بیش‏تر ادیان غیر ابراهیمی)، مسئله خدا به نحو چشم‏گیری که در رمزپردازی‏های مقدس ادیان توحیدی و ابراهیمی و به تبع آن در هنر مقدسشان دیده می‏شود، در نظر نیست. به‏همین دلیل در ساخت گنبد علی‏رغم این‏که مسئله مرکزیت جهان معنوی مطرح است، رمزپردازی آسمان، نه به‏عنوان جایگاه خدا، که به‏عنوان مکان اولیه روح و وجود انسانی مطرح است و جایگاهی که از درد و رنج و بدبختی و پلیدی (سامسارا) در آن خبری نیست. در ساخت گنبد علاوه‏بر اشاراتی که رفت، معنای دیگری که می‏تواند بی‏ارتباط با رمزهای معنوی نباشد، نمایش جهان روحانی معبد یا حرم از دور است. در واقع گنبد معابد یا مساجد، به‏دلیل برجستگی فیزیکی که نسبت به سایر قسمت‏های بنا دارد، از دور نیز در چشم می‏نشیند و چون واحه‏ای در کویری خشک و سوزان، مژده جهانِ خرّمِ جان را به بیننده می‏دهد.

در سنت‏های دیگر (سنت‏های غیر ابراهیمی) شکل گنبد و پایه زیرین آن لزوما حاکی یا مشیر به‏معنای خاصی نباید باشد. در معابد ابتدایی حرم، محوطه یا فضایی مقدس است که گنبدی بر آن بنا شده است و قربانگاه نیز به‏سانِ مکان تبرکات و درخواست‏ها در آن واقع است (اصلی که در مساجد اسلامی کم‏تر دیده می‏شود و در کعبه مقدس که خانه خانه‏های خداست وجود داشته و دارد و در کلیساها و معابد هندو و بودایی نیز به شکل پراکنده دیده می‏شود). در این حرم یا معبد اولیه، آیین رمزی خاص و کلاسه‏شده‏ای در ساخت بنای گنبد به‏کار نرفته است.

اما در کلیساهای مسیحی گنبد درواقع احاطه‏ای رمزآلود بر اصل بنا دارد. کشیدگی گنبدهای کلیساها (شکلی از گنبد) طوری است که احاطه آن‏ها به‏خوبی بر اصل ساختمان کلیسا و معبد دیده می‏شود و نیز می‏توان آن را در معماری صلیب‏گونه کلیسا یا معبد مسیحی پایه اصلی صلیب مقدس (جای بستن پاها و بدن و سر مصلوب مقدس) فرض کرد. این احاطه اشاره‏ای رمزآلود به احاطه آسمان و روح معنوی بر جهان ماده دارد؛ البته بازهم نمودار بیرونی و «نشانه به تأمل وادارنده» جهان معنوی است. گنبد در مسجد معبد مسلمانان شکلی دیگر دارد. بیش‏تر مساجد معروف که معماران و هنرمندانِ به نامِ مسلمان آنها را بنا کرده‏اند، شاکله اصلی گنبدشان بر ستونی 8 ضلعی بنا شده است. گنبد در سنت اسلامی علاوه‏بر مشخصه‏های دیگری که پیش‏تر برای گنبد ذکرشان رفت نشانه‏ای غریب از عرش الهی است. ستون هشت ضلعیِ گنبد که بر خلاف سنت مسیحی و هند و بودایی با سنگ تزیین نمی‏یابد؛ و گچ و برش‏ها و پره‏های مختلف آن و آینه‏ها به آن زینت می‏بخشند، رمز حضور هشت فرشته حاملانِ عرش الهی است؛

و بدین‏سان خداوند در معبد مسلمانان حضوری دایمی و عرشی دارد. در معابد هندو و بودایی نیز شکل گنبد به ضرورت بر مربعی که پیش‏تر گفتیم از تربیع دایره (دایره‏ای که رمز جهان است) حاصل شده است قرار می‏گیرد؛ گو این‏که شکل‏های مختلف معابد هندو و بودایی بر اساس پیچیدگی که در ساخت آن‏ها به‏کار رفته است، اجازه نمی‏دهد تا قول تام و تمامی به‏توان در این زمینه داد. شاید همین پیچیدگی که در قیاس معابد هندو و بودایی با مساجد مسلمانان در هند و شبه جزیره دیده می‏شود، باعث شده است که کشف و ارایه دیدگاهی خاص از معماری هندو و بودایی و حتی معماری خاور دور، با توجه به پشتوانه بسیار غنی و غریب فرهنگ هندو و بودایی، مشکل باشد.


نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/۱٩   |   لينک ثابت
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

  اطلس معماری اطلسی      کلیک کنید...